حكيم ميسرى
مقدمه 19
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى )
جامههاى بيمار و پردهها و خلاصه هر چيز كه هست با سركه خيس كنند ، اين سئوال پيش مىآيد ، هنوز كه ميكرب كشف نشده است چرا زمين را به سركه تر كنند ؟ و چرا جامههاى بيمار را ؟ و چرا پردههاى خانه را ؟ و چرا همه چيز خانه را با سركه تر كنند ؟ و چرا روزى چند بار زمين خانه را به سركه تر كنند ؟ مىتوان تصور كرد كه طبيبان قديم از روى تجربه چيزهايى دربارهء سرايت بيمارى مىدانستهاند و اثر سركه را در ضد عفونى كردن دريافته بودند و با به كار بردن سركه با عامل بيمارى و با مبارزه مىكردهاند . پزشك نامى ايران ابو على سينا هم در بيمارى و با به كار بردن سركه را سفارش مىكند و مىفرمايد : « يرش البيت بالخّل و حلتيث » يعنى سركه و حلتيث به خانه بپاشيد . در كتاب ذخيره خوارزمشاهى براى اينكه جراحت ، آماس نكند ماليدن سركه را توصيه نموده و گفته است : « و تدبيرهاى ديگر كه از جهت آماس بايد كرد آنست كه خرقهاى را به سركه و گلاب تر كنند و بر گرداگرد جراحت نهند » . و هم در همين كتاب درباره سرايت بيمارى از بيمار به پزشك بحث كرده و سرايت بيمارى را از طريق ترشحات و مدفوع و آب دهان و خلط سينه بيمار بيان كرده است و به زمينه انفعالى كه موضوع روانشناسى است تكيه نموده و آن را يكى از موضوعات ابتلا شمرده است با تجزيه و تحليل نظر او مىتوان قبول كرد ؛ هرچند عامل بيمارى را به چشم نديده اما از وجود آن بىخبر نبوده است . اينك عين بيان مؤلف ذخيره خوارزمشاهى را در اينجا مىآورم : « اسباب كلى كه از آن بيماريها تولد كند پنج نوع است يكى از آنها هوا به سببى از سببها متغير شود « و با » پديد آيد . دوم تدبيرهاى بد و بىپرهيزى . سوم اعراض نفسانى . چهارم اسباب بيرونى چون صدمه و ضربه و گند و بوى و مانند آن . پنجم بيماريهايى كه به ميراث به فرزندان آيد . اما آنچه از تغيير هوا افتد طبيب اندر دفع آن بيش از آن نتواند كرد كه هواى خانه خويش را تدبير كند تا مضرت آن به دو كمتر رسد ، و در طعام و شراب و شربت آنچه شرط است به جاى آرد چنان كه اندر جايگاهش ياد كرده آمده است ، ليكن طبيب را به اختيار خويش باز نگذارند ، و نزديك بيماران برند ، اگر بيمار شود آن را دو سبب قوى باشد . يكى آنكه هر ساعت از هواى خانه خويش كه آن را به تدبير اصلاح كرده باشد به هواى شهر بيرون آيد و اين همچنان باشد كه هر ساعت از هواى نيك به هواى بد شوند . و آن را كه هر ساعت هوا بدل مىگردد حال بد مىشود . دوم آنكه چون نزديك بيمار اندر آيد نفس بيمار و هواى خانهاى كه بيمار آنجا بود و بخار بيمارى در آن خانه گرفته او را به نفس مىبايد گرفت و چون اين دو سبب جمع شوند اگر بيمار نشود سخت عجب باشد ، خاصه كه مىداند كه آن زيانكار است و مىترسد آن ترس و دانش او را ، در وى اثرى بزرگ باشد و سبب بيم گردد . و آنجا كه هوا متغير نشود و سبب وباى نباشد